
داشتم خاطرات گذشته را مرور میکردم . اولین مطلب وبلاگم را در خرداد 91 ثبت کردم. و در خرداد 99 تبریک ازدواجش را ثبت کردم . شروع از خرداد پایان در خرداد . شروع دوستیمون سال 87 و پایانش سال 99 12 سال دوستی پر از فراز و نشیب گذشت . اولین دیدار در شرکتی که کار میکردم بود . بعد با هم همکار شدیم . تو عالم همکاری و اوج دوستیمون محل کارمن جدا شد. و وقتی من به جای اولم برگشتم او از اینجا رفت . بعد تو دانشگاه...
ادامه مطلب
باز هم به خوابم آمد ...درخواب چشمانش به دنبال چیزی یا کسی بود ..نگاهش به نگاهم گره خورده بود ...علت این خواب دیدنها رو نمیدونم ؟ کاش میتوانستم حالی ازش بپرسم Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
از دستش ناراحتم .چند روز چند بار تماس گرفتم ولی او مرتب میگفت کار دارم . چند دقیقه دیگه . زنگ میزنم ...دیگه زنگ نزدم .یک روز بهش پیام دادم که ازت متنفرم .چند روز بعد تماس گرفتم که چرا راحت نمیگی نباشم...
ادامه مطلب
چقدر دلتنگم . گاهی بدجوری دلم هواشو میکنه . این روزها جندبار خوابش رو دیدم . کاش همیشه تو خواب بودیم ............... خیلی دلم میخواد بدونم از یادم برده یا نه ؟؟؟ حیف از روزهایی که داشتیم و گذشت . ای داد از این روزگار ......
ادامه مطلب
این روزها دل و دماغ هیچ چیزی رو ندارم . حال دلم خوب نیست . جسمم بیمار و روحم آشفته افکارم منفی . و قلبم ناآرام خدایا فقط امیدم به توست ...
ادامه مطلب
تولدم مبارک . ...
ادامه مطلب
دیروز تماس با اداره گرفتم نبود . هر چند دلم نمیخواست بهش زنگ بزنم ولی چاره ایی نبود به پاورپوینتها نیاز داشتم . تماس که گرفتم اینجا بود . رفتم داخل سالن و او برایم فلش کرد . تو این فاصله کنار پنجره ایستادم و اشکم در اومد . چرا چرا باید این اتفاق می افتاد ؟؟؟ چرا او باید اینجوری با من رفتار بکنه ؟؟؟ وقتی دیدمش تمام بدنم داشت میلرزید .... از بس که از دستش ناراحت بودم و حس تنفر داشتم .... وقتی صدا کرد تا فلش رو بهم بدهد تنها فرصت کردم تا اشکهام رو پاک کنم و فلش رو بگیرم ... بهرحال دستش درد نکنه ......
ادامه مطلب
از دروغی که میگه و کلاسی که میزاره .. از اینکه با همه حرف میزنه و فقط من غریبه ام و دشمنش . ... . ازش بدم میاد ....به کلاسم دیر رسیدم . 48 ساعت نخوابیده بودم . تا 5 صبح بیمارستان بودم ... حالم اصلا خوب نبود ... رفتار و کارهایش هم آزارم میداد ... بهش پیام هم دادم که ازت متنفرم . دلم میخواست زودتر کلاس تمام بشه که اصلا تحمل دیدنش نداشتم ... کم کم دارم مطمئن میشم که او واقعا میخواسته من نباشم . ازش متنفرم . قولی داد ؛ زد زیرش . گفت تو وبلاگ جوابت میدم ، زد زیرش ... حالا هم گفته 30 بهمن بهت زنگ میزنم حتما میخواد بزنه زیرش ...!!!!!!!!!!!! تا سه نشه بازی نشه ...
ادامه مطلب
یکبار بهش گفتم ایمیلت رو به من بده . نداد . بعدش هم ی ادرس ایمیلی داد که بعدا فهمیدم اشتباه بوده . هر چند که من تو ایملیهای مشترک فرستاده شده آدرس او را دیدم و چند تا ایمیل هم زدم . ولی وقتی خیلی راحت آدرس ایمیلش رو به بچه های کلاس میده و تو این روزها به دوست من هم داده چرا من باید با اصرار ازش بخواهم ؟ ؟؟؟ وقتی اعتراض کردم چرا آن یکی شمارت رو به بچه های کلاس دادی گفت حواسم نبوده و یکدفعه ایی شده !!!!!!!!! اگر حواست نبوده چرا هفته پیش وقتی دوست من شماره خواست دوباره همون شماره را دادی ؟؟؟ تو رو خدا با من لجبازی میکنی ؟؟؟ یا کلا فقط من اضافی هستم و همه محرم تو .... ...
ادامه مطلب
کلاس خلوت بود . بهتریم موقع بود که تماس گرفتم و خواستم زود بیاد تو کلاس . هدیه اش رو روی صندلیش گذاشتم . برایش هم نوشتم که شاید اخرین کادو من به تو باشد . چون یا من دیگه در این دنیا نیستم یا او فراموشم میکنه . نتونستم بقیه هدیه اش رو ببرم . چون فکر کردم راحت نتوانم بهش بدهم باشد برای زمانی کار اگر دوباره دیدمش. از اینکه کم بود شرمنده ام . تولدت مبارک....
ادامه مطلب
ازت متنفرم ... متنفر ... تو ایک آدم بی معرفت - بد قول - ترسو - بزدل - سنگ دل هستی . نه احساس داری و نه درک متقابل . ازت متنفرم . بدم میاد از این همه نامردی ... ازت متنفرم . هر روز با این رفتارت تنفرم ازت بیشتر میشه . قصد تو هم همین بود . دیگه برایم مهم نیستی .. دیگه به یادت نخواهم بود . دیگه دوستت ندارم . دیگه تو را تنها مرد قابل اعتماد و تنها مرد دوست داشتنی نمیدانم . دیگه برایم اهمیتی نداری ... نسبت بهت بی تفاوتم و با بقیه هیچ فرقی نداری . تنها تفاوتت در اینه که از تو متنفرم . متنفر ......................
ادامه مطلب
امروز چند تا مقنعه برداشتم که ببینم کدومش به مانتو میاید سرم کنم . یکدفعه یادم اومد یکبار ی مقنعه رنگ بادمجونی داشتم همه بهم میگفتند چقدر بهت میاد . ولی او یکروز بهم گفت چرا این رو پوشیدی مثل دهاتیها شدی . دیگه سرت نکن . همون روز وقتی رفتم خونه انداختمش تو سطل آشغال . برایم مهم نبود که دیگران تعریف میکردند . همین که او خوشش نیومده بود کافی بود . یادش بخیر ... روزهایی پر از خاطره با او دارم . ولی حیف که تمام شد ... بیشتر دردم این هست که چرا این اتفاق باعث شد او از من بدش بیاد؟ بیشتر از هر موقعی بهش نیاز دارم ولی او. نیست . چرا من رو تنها گذاشت ؟؟؟ چرا اینقدر زود فرا...
ادامه مطلب
شب میلاد تو ای دوست برای دل من شب میلاد همه خوبی هاست . . . ...
ادامه مطلب
میدونی چقدر امسال برای روز تولدت غصه خوردم . بعد از 8 سال امسال روز تولدت تو را ندیدم . مثل هرسال نبود ... خیلی ناراحتم خیلی .... دلخورم می فهمی ؟ دلم غصه داره .... چرا درکم نمی کنی ؟؟؟ آیا واقعا من مقصرم ؟؟؟ تا کی باید تاوان همه چیز رو بکشم ؟؟؟ تا کی ؟؟؟...
ادامه مطلب