امروز شاید برای آخرین دفعه با هم صحبت کردیم .
به او گفتم اگر روزی احساس کردی که در زندگیت نیاز به کسی داری که بتونی باهاش صحبت کنی من هستم.
و بدون که به عنوان یک دوست همیشه خواهم بود .
ازش پرسیدم از من بدت آمده ؟ گفت : اصلا
گفتم فراموشم خواهی کرد : گفت : خیر
گفتم : هیچوقت فراموشم نخواهی شد .
بعد ازم خواست : این شماره را دیگه نداشته باشم و اگر روزی نیاز به ارتباط مجدد بود خودش راه حلش را خواهد گفت .
گفتم : تو وبلاگم خواهم نوشت هر چند تو آدرس را فراموش کردی .
گفت : مگه میشه این آدرس را فراموش کنم و ارتباط ما باشه تو وبلاگ .
امیدوارم این وبلاگ پابرجا بماند ...
کلام آخر من تبریک و آروزی خوشبختی بود .
کلام آخر او تشکر .
خداحافظ یار قدیمی
برچسب:
نویسنده: یوسف باقری