
حدود سه ماهی هست که به وبم سر نزدم .دیدم او هم سال 95 که نظری داده دیگه حتی سر هم نزده....روزگار ما را از هم دورتر کرد ...شاید این دوری زیاد هم بد نباشهبهرحال چند باری تلفنی صحبت کردیم .او بیشتر...
ادامه مطلب
یکبار بهش گفتم ایمیلت رو به من بده . نداد . بعدش هم ی ادرس ایمیلی داد که بعدا فهمیدم اشتباه بوده . هر چند که من تو ایملیهای مشترک فرستاده شده آدرس او را دیدم و چند تا ایمیل هم زدم . ولی وقتی خیلی راحت آدرس ایمیلش رو به بچه های کلاس میده و تو این روزها به دوست من هم داده چرا من باید با اصرار ازش بخواهم ؟ ؟؟؟ وقتی اعتراض کردم چرا آن یکی شمارت رو به بچه های کلاس دادی گفت حواسم نبوده و یکدفعه ایی شده !!!!!!!!! اگر حواست نبوده چرا هفته پیش وقتی دوست من شماره خواست دوباره همون شماره را دادی ؟؟؟ تو رو خدا با من لجبازی میکنی ؟؟؟ یا کلا فقط من اضافی هستم و همه محرم تو .... ...
ادامه مطلب
دیروز تلفنم زنگ خورد شماره او بود جواب ندادم . بعد ی اس داده بود که خوبی . نشناختمت . تعجب کردم بعد از دعوای ذیروز این یعنی چی ؟ شک کردم . روی نوشته اش هم شک کردم . آخه او khobi را اینجوری می نوشت نه به این شکل khoobi اس دادم اتفاقی افتاده گفت نه . تماس گرفتم جواب نداد . راستش نگران شده بودم . پرسیدم یعنی چی نشناختیم؟ گفت پیامهات رو ندیده بودم . نمیفهمیدم چی میگه . تماس بعدی هم جواب نداد . اس دادم اتفاقی افتاده نگران شدم . جواب داد نه چیزی نیست و نگران نباش . --- پس این پیامها یعنی چی ؟ گفت یعنی تو من رو می شناسی ؟ خدایا این دو پهلو حرف زدنش یعنی چی ؟ تماس گرفتم تا جواب دا...
ادامه مطلب
فکر می کنم دیگه واقعا همه چیز تمام شد . او الان چقدر خوشحاله که من دیگه وجود ندارم . این شادی مبارکش باشه !!!!!!!! بی مرام ازت متنفرم ....
ادامه مطلب
امروز چند تا مقنعه برداشتم که ببینم کدومش به مانتو میاید سرم کنم . یکدفعه یادم اومد یکبار ی مقنعه رنگ بادمجونی داشتم همه بهم میگفتند چقدر بهت میاد . ولی او یکروز بهم گفت چرا این رو پوشیدی مثل دهاتیها شدی . دیگه سرت نکن . همون روز وقتی رفتم خونه انداختمش تو سطل آشغال . برایم مهم نبود که دیگران تعریف میکردند . همین که او خوشش نیومده بود کافی بود . یادش بخیر ... روزهایی پر از خاطره با او دارم . ولی حیف که تمام شد ... بیشتر دردم این هست که چرا این اتفاق باعث شد او از من بدش بیاد؟ بیشتر از هر موقعی بهش نیاز دارم ولی او. نیست . چرا من رو تنها گذاشت ؟؟؟ چرا اینقدر زود فرا...
ادامه مطلب
برای اینکه شک خودم را به یقین برسونم . دوباره بهش زنگ زدم . اما او باز هم بد خلقی کرد و اجازه حرف زدن به من نمیداد و قطع میکرد . چند بار پیام دادم که اگر دوستم داری جوابم بده . جواب داد ولی با عصبانیت . برای خودم متاسفم . او از من متنفره . من رو دوست نداره .... ازش خداحافظی کردم و گفتم دیگه نیازی نیست تا 6 ماه صبر کنی . من برای همیشه میرم . پیام هم دادم . و خداحافظی کردم . او هم گفت من حرفام رو زدم و تو هم هر جور راحتی ..... خداحافظ . من تمامش کردم نه بخاطر اینکه دوستش ندارم ... بخاطر اینکه او از من متنفر هست و دوستم نداره . میخوام راحت باشه و مزاحم نداشته باشه . میخوا...
ادامه مطلب
تو فکر ی تصمصم جدیدم . اگر اینجوری فشار زندگی برویم باشه ... شاید همه چیز را تمام کنم . من باید خیلی زود از این دنیا خداحافظی کنم ... خیلی زود ......
ادامه مطلب