خرید بک لینک
دیروز تلفنم زنگ خورد شماره او بود جواب ندادم .

بعد ی اس داده بود که خوبی . نشناختمت .

تعجب کردم بعد از دعوای ذیروز این یعنی چی ؟

شک کردم . روی نوشته اش هم شک کردم . آخه او khobi را اینجوری می نوشت نه به این شکل khoobi

اس دادم اتفاقی افتاده گفت نه .

تماس گرفتم جواب نداد .

راستش نگران شده بودم . پرسیدم یعنی چی نشناختیم؟

گفت پیامهات رو ندیده بودم .

نمیفهمیدم چی میگه . تماس بعدی هم جواب نداد .

اس دادم اتفاقی افتاده نگران شدم . جواب داد نه چیزی نیست و نگران نباش .

--- پس این پیامها یعنی چی ؟

گفت یعنی تو من رو می شناسی ؟

خدایا این دو پهلو حرف زدنش یعنی چی ؟

تماس گرفتم تا جواب داد . گفتم اینها یعنی چی ؟

هر چی پرسیدم انکار کرد . و گفت کار من نبوده .

حتما یکی گوشی را هک کرده ....

گفتم حالم خوب نیست اینقدر عصبیم نکن ...

گفت به جهنم که حالت خوب نیست و به من ربطی نداره .

دوباره گند بزن . هر چه التماس کردم گوش نداد و قطع کرد .

تو بستر بیماری باشی .. دستت از همه جا کوتاه ... فکر کنی بلایی هم سرت اومده .

خدای من چه حالی خواهی داشت .

2 ساعتی که مثل دو قرن برایم گذشت

مغزم هنگ کرده بود .

خدای من چه طاقت فرسا گذشت تا آقام اومد...

ولی همه چیز آروم بود و تا الان هیچ اتفاقی نیوفتاده .

چرا او با من اینکار را کرد ؟؟؟

خدا رو شکر همه تغییر حالتم را به بیماریم نسبت میدادند .

هزار جور فکر کردم : او یا میخواسته به دوست دخترش پیام بدهد اشتباهی به من داده بوده

یا میخواسته حالم بپرسه پشیمون شده یا هر چیز دیگه ایی ...

تو همین فکر و خیالات بودم . که دیدم دوباره اس داد سلام خوبی ؟

خدای من باز چی شده ؟

اومدم تماس بگیرم که من را گذاشتی سر کار ؟

روی پیامک میخواستم تماس بگیرم که تا شماره را گرفتم و نگاه کردم .... وای خدای من این که شماره او نیست .

عدد آخر شماره اش با او فرق میکرد .

سریع قطع کردم و اس دادم شما ؟

جواب داد دیروز به من پیام دادید . عذر خواهی کردم و گفتم که اشتباه شده .

چه اشتباهی ...

چون من شماره اش را سیو ندارم وقتی میخواستم اس بدم عدد آخری را اشتباه زده بودم و وقتی اس اومده بود چون عدد آخر مشخص نبود و من بقیه شماره ها را درست دیده بودم و دقت هم نکرده بودم فکر میکردم که او هست .

تا امروز که دوباره پیامک را دیدم و تازه فهمیدم که او دروغ نمیگفته .

من هم به خیال اینکه او بوده حتی بهش گفتم هیچوقت نمی بخشمت . و او هم میگفت این بازی جدید تو هست .

من فکر میکردم او من را به بازی گرفته و او هم فکر میکرد من به بازیش گرفته ام .

اگر آن ناشناس دوباره اس نداده بود بخدا همچنان در اشتباه خودم می ماندم .

بایت این موضوع یک عذرخواهی بهش بدهکارم .

ولی هیچوقت یادم نخواهد رفت که وقتی بهش گفتم حالم خوب نیست .

جواب داد : به جهنم که حالت خوب نیست.

برچسب: من یک عذرخواهی به خودم بدهکارم,عذرخواهی یک دقیقه ای,یک متن عذر خواهی, نویسنده: یوسف باقری تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 15:10

صفحه بندی