
دیروز تماس گرفتم تا تاکید کنم حتما امانتیم را پس دهد . و بعد بهش تبریک گفتم که داره موفق میشه من را از خوودش دور کنه . او هم گفت من یکبار بهت گفتم تا چند ماه صبر کن . گفتم این حرفت یعنی بروم گم بشوم . گفت اینطور نیست . حالا تو هر برداشتی میخوای بکن . گفتم باشه تا چند ماه دیگه معلوم خواهد شد که کی زنگ خواهد زد . هر چند این حرفت هم مثل بقیه حرفهات هست تا من را سر کار بزاری . گفت معلوم خواهد شد . بهت ثابت میکنم که تماس میگیرم . خنده داره ولی باز هم میخوام برای آخرین بار به حرفش اعتماد کنم . ...
ادامه مطلب
میدونم حرفی که زده باد هوا هست . اگر واقعا دوستم داشت به وبلاگم سر میزد و یک نظر میداد . او نه دوستم داره و نه هیچوقت داشته . نه دلتنگ میشه و نه روی حرفش میشه حساب کرد . 6 ماه هم میگذره ولی او نه به من زنگ میزنه و نه یادی ازم خواهد کرد .... از این همه بی مرامی متنفرم ... اصلا از خودش هم متنفرم . ...
ادامه مطلب
من یک انسانم ... دو تا دست دارم و روی دو پایم راه میروم . عقل دارم و در کنارش احساس .... همون قدر که او اذیت شده هزار بارش من اذیت شدم ... پس به چه حقی سر من داد میزنه ؟ اگر او حق داره من حقی ندارم ؟دلم تنگ شده ، به اندازه ایی که چند دقیقه آروم با من حرف بزنه بهش زنگ زدم . من که قرار نیست مدام مزاحمش بشم . موقعیت خودم هم میدونم ... پس این رفتارش برای چیست ؟؟ واقعا دلش راضی میشه با این همه رنج ، زخمی دیگه به دلم بزاره ؟؟؟ واقعا برایش مهم نیست ؟ اول گفته بود کمتر از یکی دو ماه .... حالا میگه تا شش ماه کاری به کارم نداشته باشه .. یعنی چی ؟ با اضافه کردن روزها به چی میخو...
ادامه مطلب