
چند وقت پیش برنامه ایی در پارک داشتیم . من دیر رسیدم و همه رفته بودند . اولش نمیخواستم بروم ولی با خودم گفتم شاید او بیاد و بتونم ی لحظه ببینمش پس با آزانس رفتم . ولی نبود تا لحظه آخر وقتی داشتم بر می گشتم دیدمش . و نگاهم به نگاهش افتاد . خیلی وقت بود که ندیده بودمش . تپل شده . مثل قبل . یادمه گاهی تپلی صداش میزدم...
ادامه مطلب
خیلی بی معرفتی خیلی بی معرفتی خیلی بی معرفتی...
ادامه مطلب
خیلی بی معرفتی . خیلی بی معرفتی خیییییییییییییییییییییییییییییلی.جوابم نمیده . پیام دادم دیگه بهت زنگ نمیزنم . اصلا برایش فرقی نداشت . خیلی بی مرامه . خیلی بی معرفته .... از یادش رفتم . دیگه تحمل هیچ چیز رو ندارم . فقط دارم غصه میخورم . خیلی بی معرفتی ... ...
ادامه مطلب
امروز به این نتیجه رسیدم که خیلی خیلی خیلی تنهام .... خدایا ممنون که هستی ....
ادامه مطلب