خرید بک لینک
دو روزی محل کارش می دیدمش .

حس میکردم محبت خاصی داره .

خیلی دلم برایش تنگ شده بود .واقعا دیدنش شادم کرد.

دو روز پیش بعد از اتمام کار بهش زنگ زدم . گفت احتمالا میاد اداره ما . خیلی خوشحال شدم .

یک لحظه برگشتم به روزها گذشته به زمانی که من بودم و او .

ولی دست تقدیر من را از انجا برد و او ماند .

من که برگشتم او رفت و من ماندم .

حالا من هستم و او هم میخواد برگرده ..

نمیدونم تقدیر چیست آیا باز با هم خواهیم بود ؟ یا دوباره جدایی می افته ؟؟؟؟

دلهره دارم . اعصابم بهم ریخته ....

نمیدونم این چه سری بین من و او هست .

بودن - نبودن - جدایی- یکی بره - یکی بمونه و...

و حالا دوباره هر دو خواهیم ماند مثل روزهای دور ؟؟؟؟!!!

برچسب: نویسنده: یوسف باقری تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت: 17:23

صفحه بندی