خرید بک لینک
امروز تو اداره دیدمش.کلاس نیومدم که باعث ناراحتیش نباشم .

ولی وقتی میرفت تو حیاط دیدمش .

یادش بخیر روزهایی که می امد اینجا و خبردار میشدم و وقتی میرفت می گفت دارم میرم .

دلم خوش بود به همین لحظه ها دیدنش .

اما حالا .....

چقدر او خوشحاله که من دیگه نیستم !!!!!!

برچسب: دیدمش خرم و خندان,دیدمش آهسته پرسیدمش,دیدمش و دید مرا,دیدمش آهسته بوسیدمش,دیدمش با دیگری,دیدمش از اینجا رفت,دیدمش خرم خندان,دیدمش آخر به کوری,امروز دیدمش,دوباره دیدمش, نویسنده: یوسف باقری تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 12:39

صفحه بندی