
داشتم خاطرات گذشته را مرور میکردم . اولین مطلب وبلاگم را در خرداد 91 ثبت کردم. و در خرداد 99 تبریک ازدواجش را ثبت کردم . شروع از خرداد پایان در خرداد . شروع دوستیمون سال 87 و پایانش سال 99 12 سال دوستی پر از فراز و نشیب گذشت . اولین دیدار در شرکتی که کار میکردم بود . بعد با هم همکار شدیم . تو عالم همکاری و اوج دوستیمون محل کارمن جدا شد. و وقتی من به جای اولم برگشتم او از اینجا رفت . بعد تو دانشگاه...
ادامه مطلب
حدود سه ماهی هست که به وبم سر نزدم .دیدم او هم سال 95 که نظری داده دیگه حتی سر هم نزده....روزگار ما را از هم دورتر کرد ...شاید این دوری زیاد هم بد نباشهبهرحال چند باری تلفنی صحبت کردیم .او بیشتر...
ادامه مطلب
دو روز پیش می خواستم چند کلمه ایی باهاش صحبت کنم . دلم میخواست ی سوال ازش بپرسم . ولی یا جواب نمیداد یا می گفت سرم شلوغ...
ادامه مطلب
امروز روز سپاس گذاری از خداوند است زیرا که عشق را آفرید تا یادمان باشد کسی هست برای عاشق بودن تا با تمام وجود به او بگوییم عشق من روزت مبارک ...
ادامه مطلب
یک ادم به تمام عیار احمقم. ان چیزی که در مورد او فکر میکردم نبود . نبود . خاک برسر من احمق .... متاسفم . متاسفم . متاسف ...
ادامه مطلب
ازت پرسیدم شش ماه فرصت خواستی تا فراموش بشویم و همه چیز را تمام کنی ؟ گفتی : نه و قصدم این نیست . امیدوارم یادت نرود . ...
ادامه مطلب